سرودۀ از نظام الدین شکوهی

دوستان! اینبار در موضوع شعر انتخابی هفته سرودۀ از آقای نظام الدین شکوهی شاعر معاصر افغانستان را انتخاب نموده ام که امیدوارم لذت ببرید.

نظام الدین شکوهی که در قریۀ شادمنه ولسوالی انجیل ولایت هرات به دنیا آمده است مقدمات تحصیلی خود را در همانجا سپری نموده است ، آقای شکوهی در سال 1355 به وادی شعر کشیده شده  و تا به حال این راه را ادامه داده است و از ایشان اشعارحماسی و انقلابی ارزشمندی در خاطره ها ثبت است.

سرودۀ را تحت عنوان گذر حادثه انتخاب نموده ام که خدمت تان ارایه مینمایم.

 

گذر حادثه

مدتی گشت که سیلی خور پاییزانم

مدتی شد که به دار سخن آویزانم

پوست از کلّه اگر کنده شود، خواهم گفت

هفت جدّ پدرم زنده شود، خواهم گفت

باز هم حیله به قرآن و خدا و دین است

باز هم نیزه و قرآنِ صف صفین است

سبزه ها نیست که برخاسته یا آشفته است

قدم آهسته گذارید که ماری خفته است

دل غربت زده وقت است به جیحون بزنید

صبح نزدیک خروج است، شبیخون بزنید

مرده صیاد، مترسید که جان می گیرد

دُم مار از پی مردن نوسان می گیرد

سنگر ار نیست به پشت سر هم بنشینید

ره دراز است، در این بادیه کم بنشینید

ننگ ننگ است کز این ورطه به ساحل نرسیم

دانه بسیار فشاندیم و به حاصل نرسیم

هله ای قوم که بر گریه ما می خندید

داد و فریاد کشم؟ یا دهنم می بندید؟

پوست از کله اگر کنده شود، خواهم گفت

هفت جد پدرم زنده شود، خواهم گفت

عشق را در گذر حادثه حاشا کردید

ما به بیغوله فتادیم، تماشا کردید

کوچه در کوچه ما جور عسس روییده است

ما نخود کاشته بودیم، عدس روییده است

ما نه زاریم و ضعیفیم، شما بنشینید

خود هماورد حریفیم، شما بنشینید

شعله، دیگر مفروزید که ما تبداریم

پاسبان برمگزینید که خود بیداریم

بگذارید که خود معرکه آرا باشیم

و از این معرکه بارآور فردا باشیم

 (سرودۀ نظام الدین شکوهی)

 

 

پیام تبریکی عیدسعید قربان

فرارسیدن عید سعید قربان سالروز اوج بنده گی و تجلی ایثار ابراهیمی، ندای عبودیت بشردربرابر خداوند و صدای رستگاری انسان را برهمۀ مسلمانان جهان مبارکباد میگویم.

عـــید آمد و عید آمد وان بخت ســــــــعید آمد

برگیر و دهل میـــــزن کان مــــــاه پدید آمد

عید آمده ای مجنون غلغل شـــــنو از گردون

کان معتمد ســــدره از عرش مجـــــید آمــد